تبليغاتX
علی حیدر جوینده ک. ارشد مدیریت فرهنگی
علی حیدر جوینده - کارشناس ارشد مهندسی و مدیریت فرهنگی
 

بیایید در اصلاح الگوی مصرف کوشا باشیم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 9:49  توسط علی حیدر جوینده   | 

عزیزان منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستیم ُنظر بدهید...
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 9:49  توسط علی حیدر جوینده   | 

از بزرگی شنیدم که می گفت:

ساحل آرام ناخدای  قهرمان نمی پروراند .

 پهلوان و مانا باشید .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 9:18  توسط علی حیدر جوینده   | 

به نام زلال ترین احساس
حدیث شهادت شنیدنی است، حدیث دیدار است، دیدار دوست. آنها که همیشه در حضور حق اند و آنان که به دیدار یار رفته اند،گوش جانشان با حدیث شهادت اُنسها دارد، حدیث شهادت برای شهیدان شاهد نیست، برای ماندگان عاشق شهادت است تا آنان نیز در وقت نیاز با عشقی آتشین تر به جهاد برخیزند و از پیشروی به سوی دیار یار نهراسند و بر پرواز پروانگان کوی حق اندوهگین نباشند، پرکشیدن بسوی فرشتگان آسمان افسوس و آه ندارد، پوسیدن و با پلیدان زمین زیستن غمبار و حسرت انگیز است.
هماره گفتیم که زمین ایران اسلامی ستارگانی پرفروغ تر و درخشنده از آسمان ایران دارد که دو ستاره پرفروغ زمین ایران شهید رجائی و شهید باهنر هستند که یاد و خاطرشان همیشه زنده و جاودان خواهد ماند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:32  توسط علی حیدر جوینده   | 

- گزارش مختصری از زندگی و محل تولد نویسنده

ضمن آرزوی توفیق روز افزون باطلاع می رساند اینجانب علی حیدر جوینده متولد سال 1356 فرزند مرحوم علی جوینده (متوفی سال 1366) ساکن و اهل روستای خلیله سرای لوندویل می باشم. در یک خانواده مذهبی و کشاورز متولد شدم، مادرم خانه دار و پدر و برادرانم کشاورز بوده و می باشند ، فرزند آخر خانواده هستم. از یک خانواده ی محترم ازدواج نموده و صاحب دو فرزند هستم. بعد از فوت پدرم سر  زمین و شالی به ارث رسیده از پدرم کار و تلاش کردم و دوره کارشناسی مدیریت دولتی را در واحد آستارا طی نموده و به لطف خداوند مهیمن موفق به کسب مدرک کارشناسی در 7 ترم شدم. بعد از اتمام دوران تحصیلی و ازدواجم  ، خانم بنده نیز به شغل مقدس پرستاری مشغول اند.

از دوران ابتدیی علاقه فراوانی به قرائت ( ترتیل و تحقیق ) قرآن کریم و اقامه اذان به سبک های جدید و با طراوت داشتم به لطف خدای متعال با قرآن کریم آشنا شدم و مسئولین فرهنگی شهرستان بنده را در شهرستان و استان بعنوان قاری قابل قبول در مسابقات  و محافل انس با قرآن کریم قبول کرده و امروز هم قبول دارندو همواره به محافل خودشان دعوت می کنند. بعد از ورود به دانشگاه به همین فعالیت فرهنگی و قرآنی بصورت آکادمیک ادامه داده و گروه همخوانی و تواشیح الرحمن را به همت دانشجویان محترم و علاقه مند این حوزه تشکیل دادیم و برنامه های مختلفی را در سطح شهر و دانشگاه برگزار کردیم که فیلم های مستند آن موجود می باشد. در سالهای 80 الی 83 دوره سه ساله آموزشی                  خاتم الانبیاء را با مدیریت مرکز فعالیتها و پژوهش های قرآن و عترت کشور به اتمام رساندم  و مجوز تدریس آموزش و روخوانی قرآن و معارف را در دانشگاه دریافت نمودم در حالیکه به عنایت الهی بنده در سال 79 بعنوان مسئول کانون قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا مشغول به خدمت شده بودم در سال 84 نیز به دلیل علاقه به ادامه تحصیل و علاقه فراوان به بحث مدیریت و مهندسی فرهنگی در رشته مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران قبول شدم و در سال 87 در کارشناسی ارشد این رشته از این دانشگاه فارغ التحصیل شدم.

2- مسئولیت های اجرائی در شهرستان و استان

با عنایت خاص خداوند مهربان و توجهات ویژه امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) اولین مدیر عامل سهام عدالت استان بودم و هم اکنون هم با وجود اشتغال در یک سازمان بصورت رسمی بعنوان عضو اصلی هیئت مدیره سهام عدالت شهرستان مشغول به فعالیت هستم ، شش سال عضو شورای اسلامی و رییس شورای اسلامی خلیله سرا بودم. عضو ستاد برگزاری نماز جمعه شهرستان، عضو شورای فرهنگی دانشگاه، عضو شورای ورزشی شهر لوندویل، مشاور فرماندار در امور جوانان بمدت چهار سال و رابط فرماندار در سازمان جوانان استان گیلان  بودم .

3- فعالیت های فرهنگی و اجتماعی

در همین دوران بسیاری از برنامه های فرهنگی و اجتماعی شهرستان را نیز بعنوان عضو حقیری از مجموعه و خانواده بزرگ آموزش عالی و دانشگاه مجری گری و مدیریت و برنامه ریزی نمودم در اعیاد در شهادتها و ولادت های ائمه معصومین ( ع) اجرای برنامه های نماز جمعه، راهپیمایی های حماسی و انقلابی را در سطح شهرستان مجری گری نمودم و بهمین صورت اهداف عالیه فرهنگی کشور عزیزم را نیز در این مراسمات در بین سایر ارگانها و سازمانهای انقلابی و اسلامی تمثیل و تبلیغ نمودم.

در حال حاضر فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته مدیریت و برنامه ریزی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران هستم و امسال در زیر سایه لطف الهی و عنایات ویژه آقا امام زمان (عج) در دکترای همین رشته شرکت کرده ام. بنده افتخار کسب مقام برتر اذان بعنوان موذن برتر در شهرستان و استان را  دارم و در بسیاری از جشنواره ها و نمایشگاه های فرهنگی و هنری در سطح شهرستان و دانشگاه به همت همکاران فرهنگی شرکت کرده و نمایشگاه های مختلفی را به همت دوستان و همکاران دانشگاهی به نحو احسن اجرا و مدریت وساماندهی نموده ایم که با استقبال بسیار خوب دانشجویان ، جوانان و هنرمندان در شهرستان و استان روبرو شده است.چندین فیلم کوتاه و مستند گزارشی را در دانشگاه کارگردانی و تهیه کنندگی کرده ایم از جمله فیلم کوتاه هدیه ( زندگی دختر یک شهید ) فیلم اجتماعی درخت ، فیلم مستند گزارشی و توریستی لاتون و فیلم گزارشی جاده ای از نور به سوی شهر خدا و دیگر فیلمهای گزارشی همانند"  این فیلم فیلمنامه ندارد"  و فیلم زمهریر و ... که امیدواریم در در آینده نیز بتوانیم در راستای مدیریت اشتیاقهای سرگردان هنری و فرهنگی شهرستان گام های موثر تری را برداریم. بنده صاحب چندین مقاله پژوهشی ، علمی و فرهنگی در همایش های منطقه ای و دانشگاهی هستم. دو کتاب در دست تالیف داریم که به امید خداوند در سال 89 به چاپ خواهم رسانید ، با عنوان استراتژی های فرهنگی از دیدگاه پیامبر اکرم (ص) و همچنین کتاب بر سمند سخن.

در سال 87 از پایان نامه ام دفاع نمودم که موضوع پایان نامه بنده بررسی نقش و جایگاه دانشگاه ها بر امنیت اجتماعی و ارائه راهکار های مدیریتی برای ارتقاء آن بود که مورد مطالعه دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا انتخاب شده بودکه با عنایت پروردگار با نمره خوب و معدل مناسب این رشته را به اتمام رساندیم. امید انکه این کار پژوهشی و تمامی کارهای تحقیقاتی مان مورد استفاده و مثمر به ثمر برای ایران سربلند و خصوصا ملت سرفرازمان قرار بگیرد. انشا الله

                                                                      با تشکر فراوان

                                                                     علی حیدر جوینده

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:25  توسط علی حیدر جوینده   | 

پيامبر اکرم (ص) مي فرمايند:

1-خدا به خاطر انسان حق گرا و شايسته كردار ، بلا وآفت را از صد خانه ي از همسايه هاي او دور مي سازد .

فرزانه ای می گفت :

1- ای کاش به همان اندازه که قرآن در سرسفره عقد واجب بود جای آن در سفره زندگی خالی نبود.

2- قرآن کریم بهترین مَثَل شفاعت و دستگیری ست افسوس که ضریح زیبای او خالی از زوّار است.

حضرت زهرا(س) می فرمایند:

1- خداوند روزه را واجب کرد تا اخلاص را در انسانها تثبیت نماید .  

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 10:50  توسط علی حیدر جوینده   | 

می رسد روزی به هرکس در خور همت ز غیب

  کی با تار عنکبوت افتد شکاری جز مگس ؟ 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 9:37  توسط علی حیدر جوینده   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:31  توسط علی حیدر جوینده   | 

عنوان مقاله :

راههای برقراری ارتباط صحیح با دیگران

بعضي از افراد در جمع خويشاوندان از جايگاه ويژه‌اي برخوردارند. آيا شما در نزديكان خود چنين فردي را سراغ داريد؟ اگر در ميان خويشاوندانتان مشكلي وجود داشته باشد، چه كسي براي حل آن پا در مياني مي‌كند؟ اگر جواني از بستگانتان قصد ازدواج داشته باشد و والدينش به آن رضايت نداشته باشند، كداميك از اقوام را به وساطت فرا مي‌خواند؟ اگر بين يكي از زوج‌هاي فاميل اختلافي رخ دهد، و از ختم غائله عاجز بمانند، كداميك از خيرخواهان به طور موفقيت‌آميزي مداخله مي‌كند؟ بلي، هر يك از ما در جمع خويشاوندانمان ريش سفيدي را سراغ داريم كه به مشكلات و نزاع ها پايان مي‌بخشد و در رفع تنگنا‌ها مي‌كوشد.
نيك مي‌دانيد كه در زندگي سنتي پدرانمان در سال‌هاي نه چندان دور بيشتر اختلافات در خانواده‌ها و قصبه‌ها از همين طريق فيصله داده مي‌شد. كدخدا در زندگي روستايي ايران چنين مسئوليتي را بر عهده دارد. مفهوم حل و فصل كدخدامنشي اختلافات در زندگي شهرنشيني كنوني بر چنين روشي، دلالت دارد.
ريش سفيد و يا فرد داراي منش‌كدخدايي، داراي چه خصوصيات فردي است كه افراد به طرف او گرايش مي‌يابند ؟آيا شما نيز تمايل داريد به فردي ذي‌نفوذ در محيط خويشاوندي و شغلي، مبدل شويد؟ ممكن است به دردسرهاي ريش سفيدي بيانديشيد. اگر از دردسرها گريزان هستيد، آيا تمايل داريد، صرفاً از نفوذ شخصيتي و معنوي چنين مزايايي بهره بگيريد؟ در اين صورت مطالب مندرج در اين مقاله مي‌تواند در اين زمينه اطلاعاتي را در اختيارتان قرار دهد.
در اين راستا هر فردي براي كسب نفوذ شخصيتي و معنوي ضروري است كه يك دسته از تكنيك‌ها را در عمل به كار گيرد و آن را در ساختمان شخصيت خود وارد كند.
1- ديگران را بپذيريم: هر فردي داراي ويژگي‌هاي شخصيتي مثبت و منفي در نگاه ما و ديگران است. اگر بخواهيد با كسي ارتباط برقرار كنيد، بايد وي را به همان صورتي كه هست بپذيريد. تفاوت در ويژگي‌هاي افراد طبيعي است. ممكن است فرد مورد نظرتان زودرنج باشد در حالي كه شما فردي خويشتن‌دار هستيد و اين صفت را مي‌پسنديد. اين تفاوت نمي‌تواند مانع ارتباط شما با ايشان باشد. شما زماني مي‌توانيد ارتباط مفيدي با دوستانتان داشته باشيد كه آنها را به خاطر اين صفات، سرزنش نكنيد و به آنها كنايه و طعنه نزنيد. اگر بخواهيد دوست و يا يكي از اقوامتان ويژگي زود رنجي را تغيير دهد، اطمينان داشته باشيد، طعنه و تمسخر و سرزنش، تأثيري در وي نخواهد داشت. بر عكس، اين رفتارتان مي‌تواند موجبات سردي روابط را فراهم كند. بر اين پايه، حتي اگر مي‌خواهيد در فرد بسيار وابسته به خود مثلاً همسرتان تغييري ايجاد كنيد، و ارتباط رضايت‌بخشي با او داشته باشيد، نمي‌توانيد به خاطر صفت خاصي كه مورد پسندتان نيست او را نكوهش و تحقير كنيد. در عوض اگر فرد مورد نظرتان را با همه صفات مثبت و منفي‌اش بپذيريد مي‌توانيد صفات منفي او را تغيير دهيد. براين اساس با پذيرفتن هر فرد به همان صورتي كه هست، مي‌توانيد در وي نفوذ معنوي داشته باشيد.
2- با ديگران رابطه صميمانه داشته باشيم: در نگاه هر فرد، صميمت و دوستي خوشايند و اعمال غير دوستانه خسته كننده است. اگر بتوانيد با نگاه و لبخند رضايت‌بخش در اطرافيان نفوذ عاطفي و معنوي داشته باشيد، هر چند از نظر رتبه تحصيلي و وضع اقتصادي با آنها متفاوت باشيد، او شما را از خود خواهد دانست و با شما احساس بيگانگي نخواهد كرد. آيا شما ميل داريد با فردي كه نسبت به او احساس بيگانگي داريد ارتباط برقرار كرده و مشكلات شخصي خود را براي مشورت با او در ميان بگذاريد؟ كسي را كه با نگاهي توأم با خستگي، كسالت و يا عصبانيت به شما مي‌نگرد در نظر بگيريد، آيا تمايل داريد نگاهش استمرار يابد و به مجالست و مصاحبت با وي بپردازيد؟ به طور مثال قصد داريد براي مهماني نزد يكي از بستگانتان برويد كه كم‌حرف و طلبكار به نظر مي‌رسد. آيا به آن تن در مي‌دهيد و يا در صورت قبول مهماني به مصاحبت در ساعات كمتر با او تمايل داريد؟ همين سؤال را در مورد شخصي گشاده‌رو، خونسرد و صميمي پي مي‌گيريم ؟ بر اين اساس صميمت و دوستي، فواصل را مي‌زدايد و ارتباط شما را با دوستان و خويشان، آسان مي‌سازد و آنها در صورتي كه نياز داشته باشند، مشكلات شخصي خود را نيز با شما در ميان مي‌گذارند.
3- اعتماد ديگران را به دست آوريم: شما براي مشورت كردن و بيان مشكلات شخصي به چه كسي اعتماد مي‌كنيد؟ آيا تاكنون موردي را به ياد داريد كه يك مسئله شخصي و خصوصي را براي مشورت و يا درد دل خودماني با كسي از دوستان و خويشان، بيان كرده باشيد و بعداً راز شخصي خود را از فرد سومي شنيده باشيد؟ بعد از آن حادثه تا چه حد آرزده خاطر شده‌ايد؟ ممكن است اهميت رازداري در جلب اعتماد را به درستي حدس زده باشيد. اگر تمايل داريد، داراي نفوذ شخصيتي و معنوي نزد اقوام و دوستان باشيد، راز شخصي آنها را امانتي در دست خويش بدانيد. به علاوه در صورتي كه آنها ملاحظه كنند كه شما علاقه‌اي به شنيدن راز شخصي ديگران نداريد و خود نيز اين كار را نمي‌كنيد، به امانت‌داري شما اطمينان پيدا مي‌كنند. بر اين پايه اگر براي چندين سال رازداري شما را ملاحظه كنند، از اين حيث در ميان اقوام و دوستان زبانزد خواهيد شد و به تدريج امين و مورد اعتماد آنها خواهيد بود. اين حالت باعث مي‌شود آنها راحت‌تر براي رفع مشكلاتشان به شما مراجعه كنند. در عوض اگر راز شخصي يكي از بستگانتان را كه از روي صميميت به شما گفته است، دست به دست بگردانيد، اعتماد وي از شما سلب مي‌شود و به معاشرت رسمي با شما اكتفا خواهد كرد. به طور مثال وقتي كه دختر جواني دليل قبول نكردن پيشنهاد ازدواجي را براي خواهرش ابراز مي‌دارد و ساعتي بعد مادرش با كنايه، دليلش را به او گوشزد مي‌كند به تدريج اعتماد وي از خواهرش از دست مي‌رود و از گفتگوي بسيار خصوصي با وي اجتناب خواهد كرد. نتيجه اين كه رازداري، اعتماد ديگران را نسبت به شما جلب مي‌كند و ارتباط شما را با ديگران آسان مي‌كند.
4- شنونده خوبي براي مطالب ديگران باشيم: نظرتان درباره فردي كه ميان سخنانتان مي‌پرد، چيست؟ تا چه حد احتمال مي‌دهيد، وي به خوبي سخنانتان را گوش مي‌داده است؟ همين سؤال را در مورد فردي كه بعد از اتمام سخنانتان قدري مكث مي‌كند، سپس سخنان خويش را آغاز مي‌كند، پي بگيريد. اگر كسي بي‌موقع كلامتان را قطع كند نه تنها احتمال مي‌دهيد كه سخنانتان را به خوبي گوش نمي‌كرده، بلكه احساس نزد آرامش و امنيت چنين فردي ممكن است در شما كاهش يابد. در عوض، اگر شنونده حرف شما را به طور مفيد گوش دهد و به شما بفهماند كه خوب گوش داده است به آرامش و خونسردي به سخن گفتن نزد وي ادامه مي‌دهيد. بر اين اساس گوش دادن مفيد سخنان ديگران و عجول نبودن در سخن گفتن و پاسخ دادن، ارتباط شما را با اطرافيان بهبود مي‌بخشد. به علاوه اين كه اگر يكي از دوستان و يا خويشان در حال بيان مشكل شخصي خويش براي مشورت و يا درد دل است، بيشتر به او اجازه دهيد حرف بزند و خودتان بيشتر شنونده باشيد. اين كار شما به وي آرامش مي‌بخشد و وقتي سخنانش تمام شد، مي‌تواند حرف شما را به خوبي گوش دهد. در عوض اگر زودسخن بگوئيد او به كلام ناتمامش فكر مي‌كند و لذا به سخنان شما با دقت گوش فرا نخواهد داد.
5- ديگران را محكوم نكنيم: يكي از مواردي كه بين شما و يكي ديگر از خويشان اختلافي بروز كرده بود و براي حكميت به نزد فرد سومي از بستگان مراجعه كرده بوديد را در نظر آوريد. اگر حل و فصل كننده دعوا به زودي قضاوت خويش را ابراز مي‌كرد، جايي براي ادامه گفتگو براي ختم دوستانه قائله باقي مي‌ماند؟ به نظر شما اگر ريش سفيد حل و فصل كننده نزاع بين زن و شوهري شتابزده دست به قضاوت بزند و يكي را محكوم و ديگري را حاكم قرار دهد، آيا مي‌توان گفت كه آن فرد طرفدار يكي از طرف‌هاي دعوا نيست؟ اگر كسي بخواهد ارتباط خوبي با جمع خويشان داشته باشد و سنگ صبور و كدخداي ختم نزاع‌هاي آنها باشد، بايد كمتر و ديرتر دست به قضاوت بزند و يا در حد امكان اصلاً قضاوت نكند. در نظر داشته باشيد، بعد از قضاوت يكي از طرفين نزاع ادامه گفتگوها را قطع خواهد كرد و پا درمياني شما پايان خواهد يافت. بر اين اساس، با توجه به اين كه قضاوت در محاكم رسمي تنها مسئوليت ختم قانوني دعاوي را به عهده دارند و حكم اصلي در دنيا و آخرت ذات باري تعالي است، آيا داوري ما خيلي ضرورت دارد؟ بر اين اساس، اگر كمتر و ديرتر درباره اعمال ديگران قضاوت كنيد ارتباط مفيدي بين شما و آنها برقرار خواهد شد.
6- حق بيان‌ را از ديگران سلب نكنيم: شما خواننده محترم ممكن است اعتقادات مذهبي سرسختي داشته باشيد و يا به دانش‌ شغلي خويش بسيار پايبند باشيد به درستي مي‌دانيد كه بعضي از افراد به رفتارهاي خاصي حساسيت دارند و به ارزش‌هاي ‌ويژه‌اي پايبندند. در اين ترديدي نيست كه اعتقادات خصوصاً اعتقادات، ديني در جامعه ما بسيار ارزشمند و گرانبها هستند. در اين زمينه اين نكته حائز اهميت است كه آيا اعتقاداتتان باعث مي‌شود كه خويشان و دوستان جرأت حرف زدن و اظهار نظر در حضور شما را نداشته باشند؟ اگر به تغيير عقايد و نظرات ديگران اهميت مي‌دهيد، ضروري است اجازه اظهار نظر به آنها بدهيد و حق بيان را براي آنها محفوظ بداريد. اطمينان داشته باشيد با كشتن كلام ديگران آنها با شما هم عقيده نمي‌شوند. بلكه با به رسميت شمردن آزادي ديگران است كه ، آنها به عقايد شما اهميت خواهند داد. در اين صورت اين امكان وجود دارد كه عقايد آنها مطابق با عقايد شما تغيير يابد. در واقع با احترام به عقايد ديگران و اعطاي حق بيان به آنها ارتباطتان با خويشان، دوستان و همكاران، عميق‌تر مي‌شود. به علاوه ممكن است آنها در صورت كسب ترديد نسبت به عقايدشان به شنيدن عقايد شخصي‌شما حساس شوند. بر اين اساس نفوذ معنوي و شخصيتي شما در خويشان و دوستان افزايش مي‌يابد.
نتيجه اين كه اگر مي‌خواهيد شخصي با نفوذ در جمع خويشان باشيد، در حل مشكلات و ختم نزاع‌هاي آنها مؤثر باشيد و سنگ صبور درد دلهاي آنها باشيد، رعايت نكته‌هاي فوق مي‌تواند به شما ياري برساند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 17:1  توسط علی حیدر جوینده   | 

از بزرگی و اندیشمندی شنیدم که می گفت :  

درختان میوه خود را نمی خورند ، ابرها باران را نمی بلعند ، چشمه ها آب زلال را نمی نوشند ، بزرگان هر چه دارند برای دیگران است .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 15:2  توسط علی حیدر جوینده   | 

صنعت توریسم  و گردشگری لنگر ثبات اقتصادی و موتور محرکه رشد و توسعه تجاری و اجتماعی  گیلان  ( آستارا و لوندویل )  و عامل موثر رونق  و شکوفائی منطقه برای ایجاد اشتغال و کار آفرینی

 

 مقدمه :

 

قبل از ورود به مبحث اصلی این مقاله که بحث صنعت توریسم و همچنین توسعه وایجاد اشتغال از طریق ارتقاء توانمندیهای گردشگری در روستاها ست ، لازم است که شمارا با برخی از نظریه های موجود در عصر حاضر راجع به توریسم وگردشگری ایفاد شده و در این مقاله بدان اشارات مختصری می شود ، آشنا نمائیم .

امروزه محققین و جامعه شناسان و دانشمندان عرصه های گوناگون معتقدند که قرن بیست و یک ، قرن اکوتوریسم در عرصه بین المللی است و آنان بر این باور تاکید می نمایند که درآغاز  این عصر ، صنعت گردشگری می تواند به عنوان یکی از راهکارهای مناسب برای تحکیم روابط و مناسبات انسانی ، بشری و اجتماعی در هر کشوری از جمله کشور ایران عزیز اسلامی با وجود بسترهای مناسب و بسیار بکر تاریخی و طبیعی تلقی گردد و از طریق همین صنعت پاک و بدون دود و بدون هیچ استهلاک زیست محیطی و در عین حال بسیار پر در آمد می توان برای جوانان بعنوان یک شغل پایدار در جهت توزیع امکانات و حمایت از مناطق محروم وهمچنین اشتغال زائی ضربتی و جهشی بهره های فراوانی برد .

همانطوری که همه ما می دانیم صنعت توریسم و گردشگری به بستر ها و مولفه هائی نیاز دارد که دقیقا شهرستان مرزی بندر آستارا به کل دارای این پتانسیل های طبیعی ، جغرافیای ، انسانی ، ساختاری و سازمانی است. ولی در راس تصمیم سازان و تصمیم گیران و تولید کنندگان قانون ، تا به امروز                ( تا سال 86)  از این توانمندی ها حتی یک اپسیلون هم جهت اشتغال زائی و کاهش درصد آسیب های اجتماعی ناشی از بیکاری زائیده ی همین بی برنامه گی چند ساله اخیر در این شهرستان ، بهره ای برده نشده است .باید اعتراف کرد که با برنامه ریزی دقیق و علمی و همچنین تخصیص وقت و تفویض اختیار به افراد متخصص در این زمینه ، ما می توانیم با توسعه و رونق صنعت گردشگری داخلی وخارجیفرصت های طلائی و اقتصادی بسیار خوب و شرایط مناسب فراوانی را به کمک متخصصین این عرصه و حمایت و مشارکت خود مردم ، فراهم کنیم تا در رفع محرومیت ها و کاهش فاصله ی طبقاتی موجود در شهرستان و حومه و حتی کار آفرینی و ایجاد اشتغال با یک برنامه ریزی اصولی و متناسب با شرایط موجود براساس استاندارهای علمی و آکادمیک گام برداریم.

ایجاد اشتغال و کار آفرینی از طریق صنعت توریسم

امروزه بایستی توجه داشت که استراتژی اشتغال زائی و کار آفرینی بایستی یکی از اصولی ترین و اساسی ترین برنامه های مدیران و تصمیم سازان کشوری و شهرستانی ما باشد تا در طی یک برنامه ی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت وضعیت و بافت و هندسه شغلی شهرستان را دستخوش تغییرات وتحولات روبه رشدی کرده و از نظام اشتغال غیر کار آمد و شغل های کاذب ( صدور مجوز هائی غیر تولیدی- تولید شغل های کاذب و واسطه ای – دوپینگ شغلی و ایجاد شغل فقط برای مدتی کوتاه و موقت و عدم ایجاد امنیت شغلی و...) به سمت اشتغال زائی بر پایه ی و اساس بخش خصوصی و تشکیل تعاونی های زود بازده حرکت کرد ، که این امر نویدبخش یک جامعه و اجتماع پویا و شهرستانی با کاهش آسیب ها و چالش های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی وحتی امنیتی خواهد بود . البته این عرصه نیازمند به بهره مندی از نیروهای پرتوان ، پر انرژی و خلاق نوجوانان و جوانان در بدنه ی مدیریت شهرستان است که ما بدان اعتقاد و باور قلبی داریم و به همین خاطر مردم با درایت آستارا و لوندویل هم بایستی با انتخاب همین مدیران جوان ، متخصص وخوش فکر زمینه توسعه آینده ی شهرستان آستارا و حومه را مهیا نموده وبا یک حرکت و جنبش نیک انجام ، حتی به استان هم مدیران پر انرژی را به بدنه تصمیم سازی استان و کشور تزریق نمایند.

براساس گزارش سالانه ی آمار بازرگانی کشور، میزان درآمد استانها ، و میزان مبادلات استان های توریست پذیر، بعنوان مثال استان اصفهان ، استان فارس و... در سالهای اخیر بسیار بالابوده و مشخص شده است که این درآمد ها وپول ها از سایر استان ها به استان های توریست پذیری مثل همدان ، اردبیل ، اصفهان ، فارس و مازندران سر ریز می شود و در واقع  استان های اصفهان ، فارس ، آذربایجان غربی وسایر استان های دارای استعداد گردشگری با پول مردم سایر استان ها که برای بازدید چند روزه از این مناطق سفر می کنند ، می چرخد .

بنظر بنده و جمعی از دوستان ارجمند جامعه ی متخصصین که همگی از ارادتمندان به مردم ایران و استان گیلان و شهرستان آستارا هستند و علاقمند تدوین استراتژی های علمی و بومی جهت خدمت گذاری به مردم اند،  می توان این موضوع و راهکارهای این مساله مهم را چنین مطرح کرد که ! چرا در حالی که ما در برخی از استان ها به دلیل نقصان در آمدهای اقتصادی – تجاری و صنعتی ،  فنی و حرفه ای روبرو هستیم ، نمی توانیم با یک مدیریت فرصت طلب و دوری گزیدن از جاده ی ژله ای در تصمیم گیری ها و مدیریت هایمان در این عرصه و با بکار گیری اندیشه ی مثبت ، از این فرصت ناب و ارزشمند به نحو احسن بهره برده و استفاده کنیم  و با توسعه ی زیر ساختهای عمرانی و طرح های عظیم توسعه ی شهری در بسیاری از شهرهای استان گیلان ، به جذب توریست از اقصی نقاط کشور به

این استان بپردازیم؟ چرا که بایستی قبول کنیم  قرن 21 قرن اکوتوریسم  ( گردشگری طبیعت و صنعت توریسم ) است و یقینا فضا سازی و سرمایه گذاری در این صنعت پر درآمد و پایدار باعث رونق بازار کار و ایجاد اشتغال شدید و ضربتی برای عموم و بدنه اصلی وتوده نیازمند به کار  در بین مردم در شهرستان و استان خواهد شد . ( توریسم طبیعت ، توریسم سلامت ، توریسم فرهنگی ، توریسم کشاورزی ، توریسم ناحیه ای ، توریسم سرگرمی ، تورهای زیارتی- سیاحتی، توریسم آموزشی ، توریسم میراث ، توریسم فاجعه ، توریسم پزشکی ، توریسم ورزشی ، توریسم دیدار از مرز بین ایران و جمهوری آذربایجان و ...) از جمله بخش ها و انواعی از صنعت پاک توریسم وگردشگری هستند که ما می توانیم وارد این مقوله ها شده و از آنها نهایت بهره را جهت توسعه ی استان گیلان و شهرستان هایی با موقعیت هائی مناسب همچون شهرستان آستارا و لوندویل ببریم.باید توجه کرد و از فرصت ها خوب بهره برد چرا که کمتر شهرستانهائی دارای چنین استعدادهاتی کلان گردشگری در جهان وجود دارد که ما از آن بهره مندیم ولی تا به حال از درآمدش به نفع عموم مردم و جوانان عزیز نتوانستیم استفاده ببریم و همچنین بدانیم که بایستی قطب های همه نوع فعالیت در محور توسعه و دست یابی به شکوفائی را در هر منطقه تشخیص داده و روی آن قطب و همان حوزه ، برنامه ریزی نمائیم و مدیران ما باید درک کنند که درخت نخل در گیلان گل نمی دهد ، ولی متاسفانه گیلان عزیز ما به رغم برخورداری از موقعیت مناسب و مساعد آب و هوائی، جغرافیائی، علمی ، صنایع دستی زیبا بهمراه بسترهای گوناگون فرهنگی و نعمات و برکات دلربای الهی که برگرفته از طبیعت بکر استان و مجموع باورها ،عقاید وخرده فرهنگ های بسیار اصیل ، هنوز به جایگاه ومنزلت اصلی و شایسته خود دست نیافته است. همچنین باید اضافه نمود که تنوع محصولات کشاورزی ، دامداری  و دامپروری گوناگون و نعمات استراتژیک مثل برنج – چای ، محصولات و نعمات آبی و دریائی مثل ماهی سفید و پرندگان طبیعت زیبای گیلان ، وجود حیوانات اهلی و تنوع غذائی محلی که در جهان هم نادر هستند و نمونه و همتا ندارند ، آشپزی های خوشمزه بانوان گیلان مانند غذاهای خاص  شهرستانی و استانی که می تواند غذاهای محلی گیلان حتی ذائقه ملی ایجاد نماید و باعث کسب ثروت و سرمایه مردم منطقه شود . ( همانند گز اصفهان ، کلوچه لاهیجان ، انگشت پیچ همدان ، قتاب یزد و... که با هجوم مسافر وگردشگر از سراسر کشور به این استان ها ذائقه ملی پیدا کرده اند )  و همچنین وجود بسترهایی از تمدن و فرهنگ کهن غنی و خرده فرهنگ ها و همچنین در عرصه ادبی ، اعتقادی و حماسی و یا جاودانگی و درخشش دلاورمردان متعهد، متفکر و شجاع که اسمشان بر تارک تاریخ ایران سرافراز مان همواره استوار خواهد ماند، ( میرزای گیلان- آیت الله بهجت عارف زمانه و...) شعرا ، ادبا  ، هنرمندان و اساتید فرهیخته ی گیلانی و وجود مراقد متبرکه و امامزاده ها جهت زیارت ( توریسم زیارت ) ..، همه و همه و... هنوز نتوانسته جایگاه ویژه و شایسته خود را در این صنعت در کشور و میهن عزیزمان پیدا بکند ( مثلا تاسیس یک موزه ادبی ، هنری ، صنایع و میراث قدما و یا آثار باستانی در شهرستان آستارا و...که این خود می تواند به جذب گردشگر کمک نماید . .چرا ؟ سالیان سال نتوانسته ایم به این ام مهم وحیاتی دست یازیم چرا ؟

 پاسخ این سوال را بدین گونه می توان داد که تابحال در رابطه با این بسترهای در آمدزا حتی یک اپسیلون هم فکر و اندیشه بکار نرفته و انرژی خرج نشده و در طول سالیان گذشته و دهه های از دست رفته حتی یک همایش تخصصی و علمی با حضور و دعوت از صاحبنظران این عرصه برگزار نشده است .ولی جای خوشحالی است که یکی از تولید کنندگان قانون و تصمیم سازان فرهیخته درخانه ملت ما که منتخب  از سوی مردم شریف شهرستان شدند از سال 1387 دغدغه والای مهندسی و مدیریت فرهنگی دارند چرا که از جنس مهندسی فرهنگی هستند و این امید بسیار والائی برای توسعه و رونق صنعت توریسم در شهرستان ما سراغ می دهد و  نوید و حرکت مثبتی را به ارمغان خواهد داشت .

حتی بایستی عنوان نمودکه در عرصه ی کلان هم در سالهای اخیر و 29 سال گذشته ، از وزرای مربوطه در حیطه و زمینه هائی  که در بالا به آنها اشاره شد ، حتی یک خواسته ، تقاضا  وحتی خواهشی هم برای توجه به شهرستان و استان در این زمینه بعمل نیامده است و حتی با جرات می توان ایفاد نمود یک مقدار جزئی انرژی در این مسیر برای بستر سازی و توسعه ی زیرساختی (ترانزیت گردشگران و توریست ) استان و شهرستان آستارا ، هزینه نگردیده است که یقینا صاحبنظران و متخصصین ما در این حوزه        می توانند با درایت موجود در فطرت و وجود جوانان و متخصصین این امر و دهش فکری مدیریتی آنان البته با حمایت نماینده محترم شهرستان و منتخب دانشمند و فرزانه مردم در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی جناب آقای دلق پوش و فرماندار فرهیخته شهرستان جناب آقای دکتر اسدپور که بیشتر به کار تیمی وگروهی اعتقاد راسخی دارند و هر دوی این عزیزان از نژاد وجنس خدمت و ایجاد توسعه از این سمت و سو و همچنین از طریق صنعت گردشگری به مردم می باشند ، به این موارد با خود استاندار و وزیر مربوطه و حتی ریاست محترم جمهور و یا وزارت کشور وارد عمل ، مذاکره ، مکاتبه شده و بعد به مرحله ی عمل و اجرا برسند. انشاءا ...

گیلان عزیز ما علی الخصوص شهرستان آستارا  و لوندویل و روستاهای زیبای این دو شهر دلنواز به لحاظ جاذبه های توریستی جزء چند استان ایران و شهرستان های سربلند و سرافرازمان است که بایستی در راستای مدیریت و مهندسی فرهنگی و پذیرش توریست ، طرح های فوق العاده کار آمدتری برایش اندیشیده شودو با ایجاد دهکده های کوهستانی توریستی یا دهکده های ساحلی به ایجاد بسترهای گردشگری کمک نمود .

نگاه واقع بینانه به صنعت گردشگری استان های همجوار و مقایسه آن ها با گیلان نشان می دهد تا به امروز نه تنها ما در جذب توریست از سایر استان های ثروتمند ناموفق بوده ایم بلکه به دلیل عدم جامع نگری و وجود مشکلات ساختاری نتوانسته ایم حتی جلوی خروج سرمایه های استان  به خارج از استان گیلان را نیز بگیریم .

به عقیده ما و کارشناسان نخبه ی این رشته ، بایستی با آموزش مهارتهای مورد نیاز در این عرصه، بالاخص مجریان و دست اندرکاران صنعت توریسم ، نوآوری و خلاقیت برای جذب گردشگران خارج از استان، انگیزش و رشد خلاقیت های تصمیم گیری و تصمیم سازی و همچنین مدیریت صحیح در صنعت گردشگری ، شناخت قوانین ، مقررات و فرهنگ در زمینه توریست و انطباق آن با شرایط استانی و منطقه ای تاسیس و پیگیری هرچه سریعتر راه آهن آستارا – رشت – قزوین و بندرچند منظوره و منطقه ی آزاد تجاری و حتی  ایجاد ساختارهای اقتصادی وتجاری کلان ملی- منطقه ای و تقویت عناصر هویت بخش در فرهنگ اصیل گیلانی – ایرانی و اسلامی برای شناساندن آن به سایر استانها وکشور عزیزمان ، برای رونق بخشیدن به این عرصه ، گام های موثرتری را با مشارکت آحاد مردم و جلب و جذب سرمایه و سرمایه گذار، از سوی دولت  و مجلس برداریم و دیگر از شعار دادن دست بکشیم .

به عقیده ی بنده مشکلات صنعت توریسم در گیلان ، مشکل فرهنگی ، سازمانی ،کارگزاری و زیر ساختی و هم چنین چینش صحیح افراد متخصص و فنی در جایگاههای خودشان و رده های مدیریتی و    تصمیم گیری شهری در عرصه ها و بدنه های مدیریت شهری است. لذا برای برون رفت از این بحران کنونی ، بازنگری منطقی و عقلایی در این خصوص ،آموزش اصناف و کسبه ها ، مشارکت مردم  و علی الخصوص دقت باریک بینانه و ظریف مردم ، در انتخاب مدیران قانون گذار در آینده و روی کار آمدن مدیران دلسوز و دست پاک در ادارات ، توجه خاص به زیر ساختهای عمران شهری و حتی روستائی توجه با ساحل زیبای خزر در آستارا و لوندویل، توجه به کوههای سر سبز وییلاقی( باباعلی – لاتون – اسپیناس، علی داشی و حیران ...) توجه به طبیعت بکر استان ، توجه به خرده فرهنگ ها و معرفی این خرده فرهنگ ها به استان های همجوار ( از طریق ساخت فیلم های کوتاه و مستند از طبیعت ستان و طبیعت فصول مختلف روستاهای شهرستان وحومه از طریق برگزاری نمایشگاههای عکس و جشنواره های فیلم کوتاه و... در استان های مختلف کشور برای جذب و جلب گردشگر داخلی  ) و دقت در انتخاب مدیران فرهنگی صاحب اندیشه ای سبز بهمراه  مهارت و تخصص در تمام سطوح آموزشی- دانشگاهی – اجرائی – عملیانی و... است که با برگزاری مداوم چندین کارگاه آموزشی پی در پی و مستمر بالطبع می توان در این مسیر به نتایج مطلوبتر و چشمگیرتری رسید ...

از یک بعد دیگر اگر بخواهیم به توانمندی های منابع انسانی روستائیان شهرستان توجه داشته باشیم می توانیم پی ببریم از آنجائی که بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مثلا در آموزش وپرورش شهرستان آستارا وحومه صرفا به توسعه وتکثیر رشته های علوم انسانی پرداخته شده و به طبع آن در این شهرفقط دو مرکز هنرستان فنی وحرفه ای داریم بطوریکه  که در حال حاضر در شهرستان نمین حدود شش هنرستان و شهرستان تالش حدود بیست وسه هنرستان فنی و حرفه ای وجود دارد که این خود یکی از فضاهای جذب جوانان روستائی ونیروی های انسانی مساعد کار در سنین بیست الی بیست ودو سالگی در بازار کار   می باشد. با ابن وجود  یک جوان روستائی با علاقه وجهش شدید به کار وسر به زیر بودن نسبت به جمعیت جوان شهر نشین در این سنین یک تکنسین فنی و تخصصی می تواند پرورش یافته و وارد بازار کار  شود . ولی این موضوع در رشته های علوم انسانی بدین گونه نیست سالیان متمادی لازم است تا یک جوان وارد دانشگاه شده و هزینه های سنگینی بر عهده خانواده تحمیل نماید تا مدرکی جور کرده که احتمالا  در آینده کاری هم بدنبالش وجود نخواهد داشت  و بازار کار دولتی هم برای جذب وجود ندارد. لذا بهترین روش توجه به نیروی انسانی روستائیان عزیز ماست توجه و پیگیری وگوشزد مدیران تصمیم ساز به آموزش و پرورش استان و شهرستان در راستای تاسیس جهشی و ضربتی چندین هنرستان خصوصا در لوندویل این مشکل را مرتفع خواهد نمود  و در آینده ی نه چندان دور ، شهرستان مرزی بندر آستارا طی  یک برنامه کوتاه مدت  سه الی پنج ساله  یکی از قطب های فنی و مهندسی در استان خواهد بود.

                                                                                                                                                                                

                                           گرد آورنده :

                                                                        علی حیدر جوینده

                                              کارشناس ارشد مدیریت وبرنامه ریزی فرهنگی

                                               از دانشگاه علوم وتحقیقات تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:35  توسط علی حیدر جوینده   | 

 

 عنوان مفاله : همزادی هنر  با دین

مقدمه:

شكل متعالي و اصيل هنر ،پديده اي است كه به شدت تعريف گريز و نمي توان  آن را در چارچوب عبارات محصور نمود ، اين تعريف گريزي ، ريشه در ذات هنر اصيل و راستين دارد. هنر صرفا آموزشي نيست و به فرمول در نمي آيد،  به همين خاطر تعاريفي  كه از هنر و رشته هاي گوناگون آن ارائه دادهاند برخلاف ارج بسياري از آنها ، تنها به تقريب ذهن ما انسانها كمك مي كنند. همچنين هنر استعدادي ذاتي و عطيه اي الهي است كه تنها در اختيار برخي از انسانها قرار گرفته و همگان قابليت بروز و ظهور آن در وجود خويش را ندارند .

به نظرمي رسد بتوانيم از فاصله كمتري به هنر نگاه كنيم ، اگر چه ورود به حرم ميسر نشود ، امكان طوافي فراهم خواهد شد و شناخت ويژگيهاي هنر مي تواند وجوه تمايز آن را از ساير پديده ها مشخص نمايد و اين رهگذر ، روزنه هائي از شهود را براي ما برخواهد گشود و بدين ترتيب به زيارت رمز و راز هاي اين سراپرده ملكوت نايل خواهيم آمد .

 خصوصيات ، ويژگيها و همزاديهاي هنر با دين

اولين خصوصيتي كه به طور چشمگيري در تمامي رشته هاي هنري وجود دارد ، همراهي هنر با نسيمي از عاطفه است ،كه هم در لحظه مواجهه مخاطب با اثر ،محسوس است و هم خود هنرمند – در لحظه ي خلق اثر – متاثر از حركت اين جريان عاطفي مي باشد . همچنين اثر هنري داراي دوام و تاثير زيادي است كه كه ضمن جلب نظر خواص ، فهم عوام را نيز به همراه داشته باشد ،و هر كس فراخور خويش چيزي از آن ياد بگيرد .

يكي ديگر از ويژگيهاي مشترك هنري اين است كه به لحاظ مفهومي – چه عقلي و چه حسي – نمي توان معادل صد در صد و لايتغيري -  براي هر اثر هنري قائل شد:

چند معنايي بودن و ابهامي كه به برداشت هاي متفاوت يك اثر هنري مي انجامد ، از ديگر ويژگيهاي هنر است . مثلا فرمول شيمي يا فيزيك و رياضي ، در هر شرايطي معادله اي ثابت دارند .فرضا دودوتا در هر شرايط متضادي كه واقع شود ، نهايتا چهارتاست ،اما غزلي از مولوي يا حافظ در شرايط مختلف ،از خود جلوه هائي متفاوت به نمايش مي گذارد .همين ويژگي ، شعر حافظ و آثار هنرمنداني در اين مرتبه را ، پاسخ گوي تمامي انسانها – با دانش و بينش و فرهنگ متفاوت مي نمايد و اين خلا را پر مي نمايد . و تشنگي همه بشريت و انسانها را برطرف مي سازد .

اگر چه راه ورود پديده هاي هنري به حوزه ادراك و احساس ، همين احساس معمول و مشترك بين انسانهاست ، اما قطعا دريافت كامل و لذت واقعي و درك نهائي يك اثر هنري ، نياز به حسي برتر در نهاد و فطرت انسان و آدمي دارد. ادراكي كه در ناحيه اي ملكوتي در وجود آدمي قرار گرفته ، و همـــين ويژگي ديگري دراين زمينه به شمار   مي رود

تمامي هنرها در نوع اصيل ، انسان را به دريافت ظرفيتهاي بيشتر انساني اش مي رسانند و به لطافت و والائي روحش كمك مي كنند ، تا نهايتا به ارتقاي وجودي و تعالي هر چه بيشتر هستي اش منجر گردد. هنر ، موجب بازگشت انسان به خود و فطرت انساني اش مي شود و اين هدف متعالي هنر را مي توان به عنوان ويژگي مشترك ديگري – در تمامي رشته ها ي مختلف هنري - تلقي كرد .

هماهنگي ديگر بين هنر و دين اين هست كه هنر راستين واصيل و دين هر دو از جنس نيازهاي فطري و روحاني انسان اند و سازگار با فطرت پاك آدمي اند .هنري كه حس وطبيعت انساني را اشباع مي كند هنر صنعتي و دنيوي است و هنري كه روح و فطرت انسان را سيراب مي نمايد هنر فطري و قدسي است .دين و هنر راستين نيازهاي فطري و روحي را پاسخ مي دهد و به همين دليل هر دو همزاد و همزيست انسانند .

يك بحث ديگر اينكه دين و هنر ، زمان ، مكان ، مليت ، نژاد و طبقه نمي شناسد ،دليل فطري بودن آنهاست ، ماقبل و مابعد تاريخ هيچ ملتي را نمي شناسيم كه مطلقا از دين  و هنر في الجمله – جدا افتاده باشند و اگر از دين و هنر حقيقي فاصله گرفتند به مصداقهاي دروغين آنها گرايش پيدا كرده اند.

ماركسيسسم يك دين دروغين است .هنر دروغين است ، شعر و ادبيات غير قربي و غير الهي و شعر هوس است .

دين هنر را به استخدام خود در آورده و با ابزار هنر ، دين در دل انسان جاي مي گيرد و ريشه مي دواند .در ايران از هزار سال پيش به اين سو ، دين در محمل هنر به قلوب مردم راه يافته است و بدين سبب دينداران ، مومنين و مسلمانان  وامداران هنر هستند .

بعنوان مثال ، هنر تلاوت قرآن كريم كه با آهنگ هاي زيبا و دلنشيني قرآن را در قلوب آدمي تزريق مي نمايد(گوش كردن حتي مشركين بصورت مخفيانه از قرائت رسول اكرم  (ص) ) و با دستگاههاي خاص تلاوت قرآن ، مثل  بيات - عجم – رست – سه گاه – نهاوند و … بر گيرائي پيام قرآن كريم و دين اسلام مي افزايد . قرائت اذان – اشعار مذهبي يا اشعار و متن هائي كه در گيرائي قصص قرآن كريم (از جمله داستان حضرت يوسف صديق(ع) – اصحاب كهف – اصحاب لوط و…) همه و همه براي رسائي اين دستورات و پيام ها و تجربه هاي گذشتگان بشري در قرآن كريم و دين عزيزمان،  بكار برده مي شوند واز اين طيف اند.

يا مثل اين شعر كه در مورد اثبات پاكدامني يوسف صديق (ع) و نگران نبودن او از پاره شدن پيراهنش در قضيه ابراز علاقه زليخا به وي در مصر(مراجعه به سوره يوسف (ع) در قرآن كريم ) كه شاعردر يك قالب هنري زيبا مي فرمايد

   آلوده به تهمت نشود پرده عصمت –            يوسف غمي از پيرهن چاك ندارد .

                                                        يا

مي توان رفت به يك چشم پريدن تا مصر          –بوي پيراهن اگر قافله سالار شود .

 

يا درمورد عزيز بودن آقا امام حسين (ع) براي مردم ايران شاعر، بسيار زيبا مي فرمايد:

 

مدعي گويد كه با يك گل نمي گردد بهار          اين گل زهراست ، دنيا را گلستان مي كند .

 

هنر نيز دين را به استخدام خود درآورده ، ماندگاري ، شيوع و محبوبيت هنر طي قرون ، مرهون مضامين ديني است ، بسياري از تابلوهاي معروف دنيا به اعتبار دين واخلاق ماندگارشده اند ، در قلوب جاي گرفته اند و معروف شده اند ، هنري كه با مضمون دين آميخته است ، با باورهاي عميق كه مردم با آن زندگي مي كنند گره مي خورد و ماندگار مي شود .نسبت ديگر دين و هنر اين است كه دين حكم گذار و تصحيح كننده خط سير هنر است ، دين به مثابه چهار چوب عمل مي كند و هنر موضوع حكم او قرار مي گيرد .دين حكم است ، هنر متعلق حكم ،البته ادياني مانند اسلام هم حكم الزامي و هم حكم ارزشي دارند و هنر را هدايت مي كنند .

از اين طريق هنرمند با دميدن روح قدسي در هنر ، بين دين و هنر و ادبيات نوعي آميختگي ايجاد كرده و همين سبب رشد هنر شده است .

تا وقتي هنرمند به هنر مي انديشد و به آن همچو ابزاري مي نگرد كه وسيله انجام دادن رسالت اوست ، مي شكفد ، مي شكوفاند اما اگر حرف وحرفه باشد ،آفت مي شود .

در اين كنفرانس فرصتي  كه براي بنده حقير در نظر گرفته شده است برآنيم كه مناسبات هنر با دين و قرآن كريم در سير تاريخ اسلام را بررسي نمائيم كه خود اين موضوع از دو منظر ويژه اي قابل بررسي است . يكي از قالب هاي با ظرافت همزادي  هنر با دين و قرآن كريم در يگ نگاه كلان، ارائه تئوري اسلام تحت يك تفكر و روشي است كه امروزه بشريت جهان ، از آن به عنوان حقوق بشر، معادلات سياسي – اجتماعي – فرهنگي – اقتصادي – اجتماعي و ارتباطاتي و رسانه ايش را رقم مي زند . چرا كه همه با اندكي تفكر ومطالعه در عرصه       بين المللي  مي دانيم ااولين منشور حقوق بشر كه به طور جامع براي زيستن و زندگي و ادامه حيات( كه در قرآن به انسان حق حيات داده شده و اشرف مخلوقات معرفي شده است)  و حقوق ارتباطي و رسانه اي را تدوين و تضمين مي كند ،از طريق همين دين عزيز اسلام ارائه شده كه مي توان آن را در هشت اصل كلان خلاصه كرد :

1- حق دانستن و دريافت اطلاعات ، و به طور كلي جريان آزاد اطلاعات  و يادگيري آن

2- حق خواندن  و يا همان اقرا

3- حق صحبت و يا همان خطبه

4- حق نوشتن وتاليف و يا همان علم بالقلم

5- حق مشاركت و يا همان شورا

6- حق علم و دانش

7- حق ترويج و آزادي افكار و يا همان تبليغ

8-   حق مسافرت و آزادي عبور از مرزهاي بين المللي يا همان هجرت

 

اين اصول قرآني ، همراه با اولين قانون بين المللي كه در مورد جنگ و صلح و روابط ملت ها به دنيا عرضه شد ، در حقيقت مجموعه جامعي از حقوق بشر و روابط انساني وجهاني است كه امروز موضوعات بزرگ مورد بحث در رشته هاي ارتباطات و حقوق بين المللي و روابط سياسي و اقتصادي و فرهنگي در عرصه جهاني شده است .

در طول تلريخ و تمدن و فرهنگ اسلامي ، پنج اصل مهم ، جريان اطلاعات و ارتباطات دنياي اسلام را هدايت و راهنمائي كرد ،  و تا چها رصد سال قبل كم و بيش نظام هاي ارتباطي و فرهنگي كشورهاي اسلامي از طريق اين اصول پايه گذاري شده بودند:

توحيد بعنوان يك تئوري وحدت گراي اطلاعاتي و ارتباطي.  و امت به عنوان مفهوم جهاني جامعه . تقوا ، نشانگر يك سيستم اخلاقي امر به معروف ونهي از منكر ، به صورت يك دكترين و منشور مسووليت فردي واجتماعي .  امانت ، به عنوان يك اعتماد خدادادي در تشخيص مرزهاي حاكميت فردي ، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي

 

گفتيم هنر پديده اي است كه نمي تواندكاملا فرمولي و تجربي باشد و همواره بخش اعظم آن در مهي از ملكوت و ابهامي لذت بخش قرار دارد . هم در تعريف و هم در شناخت استعداد هنري و خلاقيت هاي هنرمند، با اين ابهام و مه مواجه مي شويم ، وتنها اشراق و كشف وشهود و دريافت هاي قلبي مي تواند چراغي مه شكن  فرا دست ما انسانها قرار دهد تا به ملكوت آن سري بزنيم .

وجود مباحث خداشناسي و معاد در دين و بسياري مباحث ديگر نيز سر منزلي هستند كه تنها با اتكا به مباحث عقلي واستدلالي و حتي فلسفي نمي توان مسير رسيدن به آن را پيمود وآني وادي سرشار رمز و راز ملكوتي را جز به كمك نور اشراق و دريافت قلبي نمي توان سپري كرد . همان گونه كه براي پرواز در آسمان هنر- چه بعنوان خالق اثر هنري و چه به عنوان مخاطب اهل و صاحب ذوق – لازم است بالي از كشف وشهود  مارا ياري رساند، به نظر مي رسد دريافت مباني دين هم در بسياري ازافق ها بدون وجود آئينه ي كشف و شهود و اشراق به تجلي نمي رسد و چهره قدسي خويش را نمي نماياند . دريافت مباني و اصول و ريشه دين همچون دريافت هنر ،نيازمند حسي برتر  و آسماني ، و ادراكي است كه با عشق در آميخته باشد .

تناسب ذاتي ديگري كه دين و هنر دارند ،اشتراك آنها در هدف غايي و نهايي       است .دين و هنر هر دو زمينه ساز علو درجات روحي انسانها هستند . هر دو غبار از آينه جان آدمي مي زدايند تا فطرت انساني تجلي بيشتري پيدا كند .

در بررسي تعاملات بين دين و هنر به اين نكته مي رسيم كه هنر به درك شفاف تر و عميق تر دين كمك مي كند . از طرف ديگر ، دين ارتقاي معنوي هنر را در پي داشته، به ابديت هنر كمك مي كند مثل اشعار زيبا درمدح انبياء و امامان معصوم (ع) يا آثار هنري خوشنويسي يا نقاشي ديني ، مذهبي و معنوي و… كه ابدي شده اند .

دين ،از ظرافت ها و ظرفيت هاي هنر ، براي ابلاغ تاثيرگذار تر و عميق تر پيام ها و دستورات خويش بهره مي جويد ، همه اديان – چه آنهائي كه مبدا و منشا آسماني دارند و چه آنهائي كه آسماني بودن آنها تصريح نشده است – از جلوه ها و امكانات متعدد و متنوع هنر بهره گرفته اند .

از طرح مباحث نظري تا جزئي ترين دستورات و فرامين و آداب عملي هر ديني ، هنر و ظرايف و ظرفيتهاي هنري به كار رفته است .

به راستي شالوده كدام آئين مذهبي و ديني ، بدون حضور قاطع و پر رنگ هنر پي ريزي شده است ؟!

براي ملموس تر شدن بحث ، نگاهي دوباره به دين و تاريخ اسلام و آئين آن            مي نمائيم .

اولين جرقه بعثت و اولين كلامي كه فرشته ي وحي بر پيامبر اسلام (ص) نازل مي كند و نحوه ظهور او بر پيامبر (ص) ، تماما با هنر آميخته است . كلمه آغازين وحي ((اقرا )) با ايجاد فضاي انتظار وكشش هنري نهفته اش ، حكايت از ارتباط تنگاتنگ دين اسلام با هنر دارد .

انتخاب نوع معجزه اي كه براي پيامبر اسلام (ص) در نظر گرفته شده (قرآن كريم ). انتخابي كاملا هنرمندانه بوده است . قوم سخن شناس و سخنور و خطابه گر عرب جاهلي را با چيزي جز نوع برتر و زيباتر سخن وكلام ، نمي شد مجاب به دين ، ايمان ، خدا پرستي وتوحيد كرد .و اين هنر الهياتي است كه خداوند براي سعادت بشريت در جان رسول (ص) خويش اين حكمت و هنر وعلم را عنايت كرد .

قرآن بعنوان معجزه ي پيامبر(ص) وكتاب آسماني مسلمانان و محور دين اسلام ،ذاتا كتابي هنري است ،كه در اوج فصاحت و بلاغت آدبي نازل شده است و نخستين نمونه بهره گيري دين از هنر  و ابزار و امكانات آن در اوج توانمندي است .

قرآن ، بسياري از توفيقات، خودش را مديون همين ارجمندي هنري مي داند . چه ،كتب آسماني ديگر ، به دليل بهره مندي كمتر ، مورد تقليد و تحريف قرار گرفته اند ، اما كسي نتوانسته است با اين قصد به ساحت قرآن نزديك شود .

در كل هنر ،  نحوه ، روش وگيرائي پيام و ارائه مطالب را سهل تر مي نمايد در نتيجه پيام سريعتر به مقصد مي رسد و در جان گيرنده ي پيام و يا همان شنونده مي نشيند و موفقيت و در صد رسيدن به اهداف را بسيار بالا مي برد . شخصيت بزرگ پيامبر اكرم (ص) يكي از از اين نمونه هاي الهي است . كه ويل دورانت يكي از تاريخ نويسان و صاحب نظران اين حوزه مي گويد: حضرت محمد (ص) شخصيتي بزرگي بود كه در كمتر از نيم قرن توانست مكتب و تئوري اسلامي الهي  خودش را جهاني بكند و سيطره ي اسلام را در جهان ، بدين صورت گسترش دهد .

نحوه ارائه مطالب نيز در قرآن كاملا هنرمندانه است ، براي نمونه ،وجود آيات متشابه – كه در زمينه برداشت هاي متفاوت از اين آيات را بوجود مي آورد – خود ، يك كاركرد كاملا هنري است .

روايات ، احاديث و كتب منسوب به پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (عليهم السلام ) ، همه از قالبي كاملا هنري و ادبي برخوردارند. نهج البلاغه مولا امير مومنان علي (ع) علاوه بر ارج محتوائي ،و اعتبار والاي انتسابش به مولا ، كتابي در اوج فصاحت و بلاغت است . و از ميراثهاي گرانبار و جاويدان زبان عربي تا ابدلآباد به شمار مي رود .

نه تنها متون اصلي ديني قرآن ، نهج البلاغه ،صحيفه سجاديه و … خودشان در ابعاد مختلف ذهني و زباني هنري هستند ، بلكه آثاري كه بعدها پيرامون اين متون اصلي در تفسير ، ترجمه و شرح آنها بوجود آمده نيز در قالب هاي ماندگار هنري و ادبي ارائه شده اند . برخي از تفاسير قرآن كريم كه از همان قرنهاي نخست به جاي مانده است ، جزء ميراث ادبي و هنري ما به شمار مي آيند كه از آن جمله تفسير طبري و كشف الاسرار و عده الابرار را مي توان نام برد .

ترجمه هاي منظوم قرآن و نهج البلاغه هم بدون بحث و شك پيرامون ميزان موفقيت ويا صواب يا ناصواب بودن آن ، عملي است كه با هدف بكار گرفتن هنر در خدمت دين انجام مي شود .

حتي تعزيه ،بعنوان رشته اي مستقل در هنر ، صرفا در جهت خدمت در آيين مذهبي و ديني در تاريخ اسلام به وجود آمد . هنر پرده خواني و شبيه خواني هم بعنوان اصيل ترين و باشكوه ترين عزاداريها ، حتي در دور دست ترين نقاط جهان رواج چشمگيري دارد . و در جهت پايداري و تبليغ و احياء دين اسلام ايفاي نقش مي نمايند .

تذهيب .تشعير و خوشنويسي ، متعالي ترين شكل خويش را در خدمت متون دين قرار داده اند .نمونه هاي برجسته هنر معماري را هم بيشتر در بناهاي مذهبي همچون آرامگاههاي ائمه و امامزاده ها و مساجد مي توان سراغ گرفت كه انسان با وارد شدن در اين فضاها احساس آرامش خاص با وجود هنراصيل در كنار معنويت و دين كه به چشم سر مي بيند ، مي نمايد .

اميد واريم در سايه سار قرآن و عترت مقامي محموده و عيشي راضيه                  داشته باشيد .انشا،ا …

منابع و ماخذ :

1-  كتاب سفير صداقت : زندگي ، افكار وانديشه هاي پرفسور سيد حميد مولانا / كريم فيضي تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1381

2-   مجله نداي آزاد / سال اول  / شماره 5 / فروردين ماه 1383

3-  مجله تحليلي پژوهشي مطالعات و فعاليتهاي قرآني گلستان قرآن كريم / سال ششم / شماره 168/ نيمه اول بهمن 1382

4-  كتاب راهبردهاي روان شناختي تبليغ (با مخاطبان جوان ) :دكتر عبدالعظيم كريمي / تهران : دفاتر ستاد اقامه نماز در سراسر كشور سال 1381

موفق ومويد باشيد .

انشا،ا ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:0  توسط علی حیدر جوینده   | 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 12:19  توسط علی حیدر جوینده   | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 12:39  توسط علی حیدر جوینده   |